خرید بک لینک
هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر نخورشت‌های محلی: خامک، نان پلو یکی از آن غذاهایی که دوستش می‌دارم نامش خامـَـک است (تلفظ محلی: خاٛمک xāmāk). مادرم خامک را بیشتر در صبح‌های زمستان می‌پزد. خامک در واقع نوعی حلوای محلی است. مواد اصلی آن آرد و شیره‌ی انگور است.دستور پخت: ابتدا یک کاسه آرد را با کمی روغن روی شعله کم حرارت می‌دهند تا اصطلاحاً تفت بخورد و مقداری رنگ آن تیره شود (اصطلاحاً آرد [را] وَر روغن تفت می‌دهند). سپس به آن یک لیوان

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر بازمانده/ بناهای تاریخی آیسک یکی از آخرین سراهای چندساکنه‌ی آیسک، سرایی بود که در کوچه‌ی روبروی مسجد (کوچه‌ی عرضهگاه بسیج و آسیاب، کوچه‌ی شهید عبداللهی) واقع بود. من یک بار در حدود سال 90 به آنجا پا گذاشتم. خیرات بخش می‌کردم. پیرزال و پیرمردی ساکن سرا بودند (ملا مبارکه؟ و ملا رَمـَضو؟). هر کدام در یک خانه‌ی (: اتاق) در-به-میان‌سرا زندگی می‌کردند. دخترعمو و پسرعمو بودند و هیچ‌گاه هم ازدواج نکرده بودن

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر تشدید استاد زبان‌شناس، دکتر علی‌اشرف صادقی در مقاله‌ای به مبحث تشدید در زبان فارسی پرداخته است (صادقی، علی‌اشرف (۱۳۹۲). تشدید در زبان فارسی. فرهنگ‌نویسی، ۵-۶، ۳-۴۳). یک نمونه از تشدیدهایی که در آن مقاله آمده، تشدید در کلمات دوحرفی‌ست. این نوع تشدید، نمونه‌های متعدد در لهجه‌های جنوب خراسان دارد، گویی تمایل کلی به این بوده که با تشدید، کلمات دوحرفی را بکشند و سه حرفی کنند. نمونه‌ها:بک bok: لــُـپ. خود

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

چند لغت محلی:پَروار (تلفظ محلی: پـَـلوار): گوسفندی که چاق می‌کنند برای گوشت. البته این واژه همه‌جایی‌ست نه محلی.پیوال دادن pivâl. وقتی در وسط روز بعد از یک نوبت چرا، گوسفندان را به محل مشخصی می‌برند تا استراحتی کنند و آنچه خورده‌اند نشخوار کنند، در اینجا می‌گویند بروم گوسفندان را پیوال دهم. پیوال‌گاه استراحتگاه موقت گوسفندان است و معمولاً یک زمین خالی است که دیوار و حصاری ندارد. واژه‌های مشابه: پاوال (قاینی)، ...پـَـوالی (تلفظ محلی: پـَواٛلی). زمین شنی. مزرعه‌ای که خاکش بیشتر شنی‌ست تا رُسی. پوا

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر پس و پیش مردم عادی، بویژه افراد کم‌سواد، خواسته و ناخواسته، حروف بسیاری از واژه‌ها را پس‌وپیش می‌کنند و در گذشته در بسیاری از واژه‌ها، همین تلفظ پس‌وپیش رسمیت هم می‌یافته. مثلاً زبان‌شناسان می‌گویند واژه‌ی «هرگز» در اصل «هـَگــَرز» بوده. ؛ یا «برف» در اصل «وَفر» بوده؛ یا تــُلف (تفاله) در اصل تبدیلی‌ست از ثـُفل عربی. از این قبیل واژه‌ها بسیار است. همین در زمان حاضر که این متن را می‌نویسم شنیدم تعمیر

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر چند اصطلاح فردوسی، کتاب نوشتن در مورد گویش محلی چند اصطلاح از کتاب «ضرب‌المثل‌ها و کنایات شیرین مردم فردوس» نوشته‌ی هادی دانش‌مقدم، چاپ ۱۳۹۷.مانند غالب کتاب‌هایی که افراد علاقه‌مند ولی غیرمتخصص در مورد لهجه‌های محلی‌شان می‌نویسند، این کتاب هم پر است از خطاهای املایی، و معانی اشتباه. شتابزدگی در ساخت این کتاب هم مشهود است. علائم انتخاب شده برای آوانویسی ناقص‌اند و برخی آواها مانند ü و ö را به کلی نشا

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر از سفرنامه‌ی ناصرخسرو چند اصطلاح از کتاب سفرنامه ناصرخسرو که هنوز در گویش ما استفاده می‌شود:درختِ در بار آمده: یعنی درختی که به سن باروری و میوه دادن رسیده و ابتدا به میوه دادن کرده.در نقره گرفته، در طلا گرفته، در پارچه گرفته: با نقره/طلا/پارچه پوشاندن. در گویش ما وقتی بخواهند از کسی تعریف کنند ممکن است به شوخی بگویند «فلانی را باید در طـِلا گیریم».طِلا telâ در گویش ما به درستی با کسره تلفظ می‌شود و

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

هم‌آواز اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر کتابونــَـه‌م که وَرخـُـندَه مرور کتاب‌هایی که با مبحث گویش محلی منطقه‌ی سرایان و فردوس و مناطق اطراف، نوشته شده‌اند و من از برخی مطالب آنها در ضمن نوشته‌هایم بهره برده‌ام.️ کتابونــَـه‌م که وَرخـُـندَه: کتابانی‌اُم که ورخواندَه: کتاب‌هایی که خوانده‌ام.ketâbuna-m ke vaxondaتقریباً قریب به اتفاق این کتاب‌ها از سوی افراد علاقه‌مند ولی فاقد دانش زبانشناسی نوشته شده‌اند. لذا دچار کاستی‌های فراوان در آوا

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

گناباد gonâbâd. این واژه از ریشه‌ی گین‌آبه است‌. گین در اینجا یعنی ته و انتها و پایین. گین‌آب یعنی پای آب یا سَر آب و ظاهراً اشاره داشته به مظهر آب قنات معروف قصبه که در آنجا از زمین بیرون می‌آید. منظور از گین‌آب، مظهر آن کاریز بوده است. قریب به اتفاق آنچه دیگران در معنای گناباد گفته‌اند، اباطیل و مهمل است. ده‌ها جاینام ایرانی، صورتی از گین‌آبه را در خود دارند؛ از جمله: گنوییه (کرمان، ۳ تا، اصفهان)، گنوئیه (کرمان)، گنو، گناوه (کهگیلویه و بویراحمد)، گناوه‌کان، گناوه، گنوی (بوشهر)، گنوسر (سمنان)،

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

بیرجندنامه کتابی‌ست از دکتر جمال رضایی، استاد ادبیات در دانشگاه تهران (۱۳۰۵-۱۳۸۰). مسئله کلی این کتاب، توصیف بیرجند در اوایل قرن چهاردهم شمسی‌ست؛ یعنی سالهای 1300 تا 1330 که دوران کودکی و جوانی نویسنده بوده است. بهترین شهرنامه‌ایست که تاکنون خوانده‌ام. کتابی‌ست مرتب و منظم، به دور از تکرار و آشفتگی و حرف‌های عوامانه. نویسنده خود دانش و تحصیلاتی در حوزه‌های زبانشناسی و باستان‌شناسی داشته و کتابی محققانه نوشته است. الگوی کلی کتاب مانند دیگر شهرنامه‌هایی‌ست که در زمان حاضره نوشته می‌شود؛ مروری بر ی

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

صفحه بندی